مادر
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
**
شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
**
دستم بگرفت و پابپا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
**
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
**
لبخند نهاد بر لب من
برغنچه گل شکفتن آموخت
**
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
ایرج میرزا
ایرج میرزا
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10:31 توسط محمد رضا قاسمی
|
آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي